یادگیری چیست؟و  انواع یادگیری

یادگیری چیست؟


انواع یادگیری


از چهار نوع یادگیری مشخص می‌توان گفتگو کرد. این چهار گروه شامل خوگیری ، شرطی سازی کلاسیک ، شرطی سازی عامل و یادگیری پیچیده است که هر کدام را بطور مختصر توضیح می‌دهیم:


خوگیری


خوگیری ساده ترین نوع یادگیری است و آن عبارت از نادیده گرفتن محرکی است که با آن مانوس شده‌ایم، یا پیامد مهمی برای ما ندارد. به عنوان مثال ما به صدای تیک تک ساعت عادت کرده‌ایم لذا یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازه‌ای را نشنویم نمونه‌ای از خوگیری است.


شرطی سازی کلاسیک


شرطی سازی کلاسیک یعنی پیوند دادن دو محرک در اثر مجاورت. پس از آن که محرک خنثی (محرک شرطی) چند بار با محرک غیر خنثی (محرک غیر شرطی) ، محرکی که بطور طبیعی و ثابت پاسخی ایجاد می‌کند، همراه شد، از خنثی بودن ساقط می‌شود و می‌تواند به تنهایی همان پاسخ را ایجاد کند.


شرطی سازی عامل


طبق نظریه شرطی شدن عامل ، ارگانیسم یاد می‌گیرد که رفتار تقویت شده را تکرار کند. اولین پاسخهای درست با کوشش و خطایی تصادفی یا با راهنمایی فیزیکی یا کلامی حاصل می‌شود. رفتارهای تقویت شده ، با فراوانی بیشتر ظاهر می‌شوند. مثلا کودک می‌آموزد که کتک زدن خواهر یا برادر سرزنش والدین را به دنبال دارد.


یادگیری پیچیده

این نوع یادگیری متضمن چیزی بیش از تشکیل پیوندها است. مثلا بکار گیری راهبرد معینی برای حل یک مسئله یا طراحی یک نقشه ذهنی از محیط خود.


اساس عصبی یاد گیران


پژوهشگران عقیده دارند که اساس عصبی یادگیری را باید در تغییرات ساختاری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب بیش از پیش به بررسی این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی پرداخته‌اند.


منبع اینترنتی

نظریه شرطی‌سازی کنش‌گر یا موثر

نظریه شرطی‌سازی کنش‌گر
  یکی دیگر از رفتارگرایان به نام بی.اف اسکینر بود که نشان داد رفتارهای شرطی و بازتابی، فقط بخش کوچکی از رفتارهای آدمی است.

 کار اسکینر نیز همانند ثرندایک بر رابطه‌ی بین رفتار و نتایج آن مبتنی است.

او می‌گوید اگر نتایج رضایت‌بخشی به دنبال یک رفتار بیاید، آن رفتار امکان بروز بیشتری می‌یابد و اگر آن نتایج رضایت‌بخش نباشد، رفتار مربوط به آن بروز پیدا نمی‌کند.

همین نتایج رضایت‌بخش و غیر رضایت‌بخش است که شرطی‌شدن عامل یا کنش‌گر، نامیده می‌شود.
ادامه نوشته

نظریه کوشش و خطا

نظریه کوشش و خطا


یکی از نظریه‌پردازان رفتاری، ادوارد.لی ثرندایک است. او تحت تأثیر روان‌شناسی فیزیولوژیک قرار داشت و معتقد بود که:

مشخص‌ترین یادگیری در انسان‌ها و حیوان‌های دیگر، یادگیری از راه کوشش و خطاست

که وی بعدها آن را یادگیری از طریق "گزینش و پیوند" نامید. به بیان دیگر، عکس‌العمل یا پاسخ موجود زنده در مقابل محرک، ناشی از برقراری ارتباطات عصبی در درون اوست،

به‌طوری که در طول یادگیری، به‌تدریج پاسخ‌های نادرست کم می‌شود و به جای آن پاسخ‌های درست که موجود را به هدف می‌رساند، ظاهر می‌شود و در ادامه‌ی کار به یادگیری منجر می‌گردد.

  یادگیری در نظریه‌ی ثرندایک به صورت گزینش یا انتخاب یک پاسخ، از میان مجموعه‌ی پاسخ‌های موجود ارگانیسم و پیوند دادن آن پاسخ به موقعیت محرک، توصیف می‌شود.

ادامه نوشته

نظريه شناختي گشتالت

نظريه شناختي گشتالت

اساس نظريه شناختي را قانون تعادل رواني تشکيل مي دهد.

بنابراين هر انساني در تلاش است تا کل وجود او از نظامي متعادل و پايدار برخوردار باشد.

ولي يادگيري يعني مواجه شدن با آنچه تا به حال ناشناخته بوده است تعادل فرد رابهم زده زمينه ايجاد تعادلي جديد را در او فراهم مي کند.

پس در نظريه شناختي يادگيري فرايندي است که باعث فروپاشيدگي تعادل فعلي فرد مي شود و او ميکوشد تا به يک تعادل رواني تازه دست پيدا کند.(سعادت،183:1383)

يادگيري عبارت از وقوع تغييراتي است كه در پاسخ به الگوها يا هيأت‌هاي كلِ معنادار حاصل مي‌گردد .

رفتار در نظر رفتارگرايان هرنوع فعاليت محسوس عضلاني يا تراوش بروني غده‌هاست مثل اشك و عرق و ... اما از نظر گشتالت : رفتار رواني به طور مستقيم مشهود نيست بلكه امري استنباطي است .

طرفداران گشتالت به تجربه بيش از رفتار توجه مي‌كنند و تجربه را رويدادي مي‌دانند كه فرد از راه عمل و مشاهده به نتايج فعاليت‌خاصي پي مي‌برد .

ادامه نوشته

نظریه یادگیری اجتماعی

نظریه یادگیری اجتماعی

نظریه یادگیری اجتماعی بر یادگیری در زمینه و بستر اجتماعی تاکید دارد.

این نظریه می گوید که مردم از یکدیگر می آموزند. این یادگیری می تواند براساس مشاهده، تقلید یا مدل سازی باشد.

آلبرت بندورا از پیشگامان این نظریه است.

مثال خیلی رایج این نظریه در تبلیغات تلویزیونی است. تبلیغات نشان می دهد که نوشیدن یک نوشیدنی خاص یا با استفاده از شامپو موی خاص ما را سالم تر و محبوب تر می کند . ما ممکن است برا ساس تبلیغات در ذهن مان مدل سازی کنیم . خودمان را درقالب آن تبلیغ ببینم ، یک فرد موفق و زیبا و مورد توجه و بنابراین اقدام به خرید محصول کنیم.

ادامه نوشته

نظریه شرطی سازی کلاسیک

  این نظریه به وسیله ایوان پتروویچ پاولف فیزیولوژیست معروف روسی عنوان گردید. او شهرت خود را مدیون آزمایش‌های علمی در مورد یکی از روش‌های یادگیری به نام بازتاب‌های شرطی است که اساس چندین نظریه یادگیری شد و هنوز هم بخش مهمی از دانش روان‌شناسی معاصر است. وی به تداعی محرک‌ها و رفتارهای غیر ارادی علاقه‌مند بود و در پژوهش‌های متعدد خود درباره بازتاب‌ها، فرایند جانشین‌سازی محرک را کشف کرد. در این فرایند، محرکی که ابتدا در ایجاد پاسخ بازتابی بی‌اثر است، در نتیجه همراه شدن با محرک اصلی مولد آن پاسخ، خاصیت محرک اصلی را کسب می‌کند.
  پاولف، برای مطالعه این پدیده، یک رشته آزمایش‌های بسیار دقیق انجام داد که به آزمایش‌های کلاسیک شرطی‌سازی معروف شده‌اند و به همین دلیل نظریه او را شرطی‌سازی کلاسیک می‌نامند. او با انجام یک عمل جراحی در گلو و غده بزاقی دهان سگ و اتصال لوله‌ای به این غده، میزان ترشح بزاق دهان حیوان را در شرایط مختلف آزمایشگاهی اندازه‌گیری می‌کرد. قرار گرفتن غذا در دهان حیوان به‌طور طبیعی موجب ترشح بزاق می‌شود. کشف پاولف این بود که اگر لحظه‌ای پیش از قرار دادن غذا در دهان سگ، زنگی را به صدا درآوریم و این عمل را چندین‌بار تکرار کنیم، زمانی فرا می‌رسد که زنگ به تنهایی سبب ترشح بزاق می‌شود که این همان فرایند شرطی‌شدن کلاسیک است.
 
ادامه نوشته