تفكر خلاق
منظور
از تفكر خلاق چيست؟ كاربرد آن كجاست؟ چه مواقعي نبايد از تفكر خلاق
استفاده كنيم؟ تفاوت و رابطه اين روش تفكري با روش هاي تفكري ديگر چيست؟
چرا بايد از تفكر خلاق استفاده كنيم؟ اگر از آن استفاده نكنيم چه پيش
ميآيد؟آيا توانايي تفكر خلاق در همگان وجود دارد، يا تنها عده اي از آن برخوردارند؟علل متفاوت بودن ميزان شكوفايي آن در افراد مختلف چيست؟ عوامل موثر و موانع شكوفا شدن آن، كدامند ؟آيا توانايي تفكر خلاق، اكتسابي است؟ چگونه توانايي تفكر خلاق را به دست آوريم؟ (در خود شكوفا سازيم؟) از كجا آغاز كنيم؟...
اين سؤالات از جمله سؤالات مهمي هستند كه پيرامون تفكر خلاق مطرح اند.جهت آشنايي با اين روش تفكري، قصد داريم به تعدادي از سؤالات مطرح شده بپردازيم.براي درك تفكر خلاق، ابتدا مروري بر تعريف تفكر مينماييم.از يك ديدگاه، تفكر، عملي ذهني است و زماني مطرح مي گردد كه انسان با مسئله اي مواجه است و خواستار حل آن است.
در
اين هنگام در ذهن، تلاشي براي حل مسئله آغاز مي گردد كه اين تلاش ذهني را،
تفكر مي نامند. فعاليت براي حل مسئله، از مراحلي تشكيل شده است كه از
تعريف مسئله به طور شفاف، روشن و ملموس، آغاز مي گردد و با پيدا كردن راه
حل هايي براي حل مسئله ادامه مي يابد و با به كارگيريِ عملي بهترين راه حل و
يافتن جواب نهايي به پايان مي رسد.هر يك از روش هاي تفكري را مي توان متدهايي دانست كه به كمك آنها، قسمتي از فرايند حل مسئله، با موفقيت طي مي شود.
بر
اين اساس تفكر خلاق (يا به بيان دقيق تر، روش هاي تفكر خلاق) شيوهايي
تفكري هستند كه به كمك آنها و براي حل مسئله، راه حل هاي و متنوعي به دست
مي آيد.از اين طريق احتمال دستيابي به مناسب ترين راه حل بالا مي رود.
در صورتي كه هر يك از آنها، تنها قسمتي از كار حل مسئله را به عهده دارند.
به عنوان مثال: وظيفه تفكر خلاق در فرآيند حل مسئله، تنها یافتن راه حل
است.
با
تفكر خلاق بهترين راه حل هم انتخاب نمي شود، بلكه فقط یافتن راه حل، صورت
ميگيرد. يكي از معضلات روش هاي تفكري، توقعاتي است كه در ذهن اغلب افراد
نسبت به اين روش ها وجود دارد.هر
روش تفكري، براي قسمت خاصي از فرايند حل مسئله به كار ميرود و داراي فضا و
حال و هواي ويژهاي است. براي مثال در مرحله تنظيم صورت مسئله و يا در
مرحله انتخاب بهترين راه حل از ميان راه حل هاي به دست آمده، فضاي ذهني،
فضايي جدي و رسمي است. هنگامي كه براي حل مسئله از تفكر خلاق جهت ايده يابي
استفاده ميشود، فضاي ذهني، فضايي نرم و لطيف، شوخ و غير رسمي است.
از
خطرات و معضلاتي كه امكان وقوع آن در فرايند حل مسئله وجود دارد، عدم
رعايت اين فضاهاي ذهني است. برای مثال: در جايي كه فضا جدي است، (مرحله
انتخاب مناسب ترين راه حل، از ميان راه حل ها ) غير رسمي و شوخ برخورد كرد
(يعني فضاي ذهني تفكر خلاق را داشت) و يا در جايي كه فضاي غير رسمي لازم
است (فضاي لازم براي تفكر خلاق) جدي بود.بسياري
از انسان ها در زندگي خود به نوعي با مسئله اي مواجه اند و در نتيجه بايد
براي حل آن تلاش كنند. در بسياري از موارد، افراد داراي مسائل مشابه و
مشتركي هستند به عنوان مثال مسئله تأمين معاش، مسائل خانوادگي و اجتماعي و ... نتايج حاصل از تلاش افراد مختلف در حل اين مسائل مشترك، بسيار متفاوت است.
يكي
از دلايل اين تفاوتها را ميتوان در تفاوت راه حلهاي به دست آمده براي
حل اين مسائل، دانست. اين تفاوت، ريشه در ميزان شكوفا بودن توانايي يافتن
راه حل (تفكر خلاق) افراد دارد. واكنش افراد در مقابل آشكارشدن اين تفاوت،
به طور معمول جملهاي توجيهكننده است و آن اين است كه: « افراد با هم فرق
دارند و توانايي تفكر خلاق، ذاتي است و مخصوص عدهاي خاص است و چون اين
توانايي در ما به وديعه گذارده نشده است، موفق نيستيم و نمي توانيم راه
حلهاي ويژهاي براي مسائل بيابيم». اما تحقيقات جديد نشان ميدهد كه
توانايي تفكر خلاق، به صورت بالقوه در اختيار همگان قرار دارد و ميزان
شكوفا يي اين توانايي است كه در افراد مختلف، متفاوت است و از علل آن، تفاوت در ميزان توجه فرد به آن و تلاش در شكوفا نمودن آن است. تحقيقات جديد، معرف آن است كه تفكر خلاق، اكتسابي و قابل يادگيري است.
با فهم و تسلط بر شيوههاي تفكر خلاق، ميتوان در جهت دستيابي به ايده هاي بسيار قدرتمند، عمل نمود.اولين
قدم جهت شكوفاسازي توانايي تفكر خلاق، آن است كه شخص بخواهد اين توانايي
را به دست آورد و براي به دست آوردن آن، وقت و انرژي صرف كند و از آن
مهمتر، نرم و پذيرنده است و براي پذيرش تغيير آماده است. با رعايت اين
شرط ها در عمل، خود به خود گام مهمي در جهت خلاقشدن و خلاقانه تفكر كردن
برداشته مي شود. پس از اين كار بايد با دانش و فنون تفكر خلاق، خصوصيات،
رفتار، و منش افراد خلاق و نوآور آشنا شد و آنها را در متن زندگي به كار
برد، بايد خواست و چنان شد كه افراد خلاق هستند.
يكي
از خصوصيات بارز افراد خلاق، آن است كه توانايي "نوع ديگر ديدن"، در آنها
زنده و فعال است. منظور از "نوع ديگر ديدن" اين است كه تنها به يك حالت، به
يك تعريف و يك تعبير از رويدادها اكتفا نكرد و از خود پرسيد كه غير از
اين، چه تعبير ديگري ميتواند براي اين رويداد خاص وجود داشته باشد.تكنيكي وجود دارد كه فرايند اخير را در انسان فعال ميسازد.
اين
تكنيك ساده، پرسیدن يك سؤال از خود، در هنگام مواجهه با مسائل و موضوعات
است. اين سؤال حركتدهنده در جهت توسعه نگاه انسان، سؤال "ديگه چي؟" است كه
موتور تفكر خلاق فرد را روشن مي كند و از اين طريق شخص، خود را وادار
ميسازد كه به دنبال برداشتها و تعابير ديگري از موضوع برود و به يك
تعبير، بسنده نكند.هر
چه در مورد يك موضوع، تعداد تكرار اين سؤال، بيشتر باشد، دستاورد آن بيشتر
خواهد بود. اين دستاورد، دستيابي به ايدههاي هرچه بيشتر است. البته اين
امر، اسبابي دارد كه از اصليترين آنها، پرهيز از تعجيل براي به پايان
رساندن حل مسئله، است. بايد به خود، زمان كافي جهت دستيابي به راه حلهاي
هر چه بيشتر را داد، حوصله داشت و تمام توان خود را درين راستا به کار گرفت.
منبع اینترنتی
منبع اینترنتی
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:9 توسط ام کلثوم زراعتگر بورانی
|