مقدمه

نیروی انسانی متشکل از زن و مرد، اولین اهرم به حرکت در آوردن موتور توسعه است. زنان در تلاش های خود برای کار آفرینی با موانع فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی روبرو هستند. با توجه به تغییرات گسترده ای که در نقش و جایگاه زنان و مردان صورت می‌گیرد و جهان در پیش رو را دنیایی نه در انحصار محض مردان بلکه دنیایی که زنان نیز جایگاه مطلوب و در خوری را در آن طلب می‌کنند می‌سازد. پس شایسته است تا زنان همگام با مردان در توسعه کشور قدم بردارند. اگر چه در کشورهای پیشرفته این قدم‌های اساسی در رابطه با کارآفرینی زنان برداشته شده است، اما در برخی کشورهای در حال توسعه نظیر ایران هنوز اقدامات بنیادی انجام نشده است.

 

تفاوت زنان کارآفرین با مردان کارآفرین

تحقیقات نشان می‌دهد زنان و مردان کارآفرین هر دو به دلیل احساس نیاز به کسب وکار و استقلال فردی وارد عرصه کارآفرینی شده اند. در بسیاری از موارد هر دو تحت تأثیر نا کامی یا عدم رضایت از شغل قبلی خود و یا نیاز به تغییر محیط پیرامونی خود قرار گرفته اند. هر دو هدفمند، پر شور و انرژی هستند. اما از جهات دیگر، تفاوتهایی بین آنان وجود دارد این تفاوت‌ها را می‌توان در انگیزه‌های اولیه، نوع سرمایه گذاری، ویژگی‌های شخصیتی، سوابق بیکاری و نوع مشاغلی که بدان روی آورده اند، مشاهده نمود. در زیر این تفاوت ها به اختصار شرح داده می‌شود.

1- انگیزه کار آفرینی:

عوامل آغاز به کار زنان کار آفرین با آنچه مردان را به کار وا می‌دارد به ویژه از لحاظ سیستم‌های حمایتی، منابع مالی و مشکلات مغایر است. به عنوان نمونه، مردان اغلب برای در دست گرفتن مهار سر نوشت خویش به این کار روی می‌آورند. این انگیزش اغلب در اثر عدم توافق با رئیس یا احساس این که خود بهتر قادر به اداره کردن امور هستند به پیش می‌آید. اما زنان برخلاف آنها برای کسب استقلال و ناکامی از شغل قبلی خود برانگیخته می‌شوند. نقاط حرکت و دلایل شروع به کار برای مردان و زنان مشابه است. در این زمینه هر دو دارای علاقه فراوان و تجربه نسبتا کافی در زمینه کار خود هستند. هر چند برای مردان تغییر مکان از شغل قدیم به موقعیت جدید اغلب آسانتر است، زیرا آن را نوعی بهتر شدن موقعیت نسبت به کار قبلی، یا به عنوان کار فرعی یا سرگرمی تلقی می‌کنند. اما زنان هنگامی که یک شغل را ترک می‌کنند که به درجه بالایی از ناکامی و افسردگی و شوق وافری در جهت مخاطره ای جدید رسیده باشند، و این امر تغییر شغل را خیلی مشکل می‌کند. یکی از دلایلی که از جانب زنان در مورد خود اشتغالی عنوان می‌شود این است که با انجام کار شخصی از تسلط مردان بر زندگی خود می‌کاهند. همچنین وجود پدیده سقف شیشه ای عاملی در جهت سوق دادن زنان از موقعیت‌های مدیریتی به سوی خود اشتغالی است.

2-نقطه شروع:

اگر چه انگیزه‌های اصلی زنان و مردان مشابه به هم هستند اما تحقیقات نشان داده است که مشکل اساسی زنان در شروع کار، تبعیض موجود در اعتبار و مشکل بعدی بازاریابی است. تحقیقات سال 1987 نشان می‌دهد که زنان به طور عمده از تجارب کاری سابق خود ناراضی بوده و به پدیده خود اشتغالی به منزله محلی برای کاستن از تداخل وظایف شخصی و شغلی می‌نگریسته اند. آنها اکثرا انگیزه چندانی برای کسب در آمد نداشتند، بلکه علاقمند بودند که کیفیت محصول خود را به عنوان یک امتیاز رقابتی افزایش دهند.

3- منابع مالی:

سرمایه گذاری اولیه برای شروع به کار نیز حوزه دیگری است که مردان و زنان کار آفرین در آن از یکدیگر متمایز می‌شوند، مردان علاوه بر سرمایه خصوصی از سرمایه گذاران، وام بانکی یا قرض شخصی به عنوان منبع تأمین سرمایه، سود می‌جویند، زنان تقریبا در تمام موارد متکی بر دارایی‌های مشخص یا پس انداز خود هستند.

4- سوابق حرفه ای:

از لحاظ حرفه ای نیز تفاوت‌هایی بین زنان و مردان کار آفرین به چشم می‌خورد. هر چند هر دو دسته صاحب تجربه در زمینه کار خود هستند. اما مردان اغلب صلاحیت بیشتری در بسیاری از فنون کاری دارند. به علاوه طبیعت کارهای مردان کارآفرین اغلب در زمینه بنگاه داری، امور مالی و مسائل فنی است. بر خلاف زنان که اکثر آنان محدود به مدیریت سطوح متوسط در خدماتی مانند آموزش و پرورش و یا مشاغل خرده فروشی است.

5- ویژگی‌های شخصیتی:

در این زمینه نقاط مشابهی بین زنان و مردان کار آفرین وجود دارد. هر دو پر انرژی، هدفمند و مستقل هستند و یا می‌خواهند باشند. هر چند مردان اغلب دارای اعتماد به نفس بیشتر و ملایمت و انعطاف کمتری نسبت به زنان همتای خود هستند وتمایل زنان بیشتر به استفاده بهینه از فرصت‌ها بوده و در روشهای نوآوری خود دارای قابلیت سازگاری بیشتری هستند.