موانع کارآفرینی زنان

سازمان بین المللی کار در سال 1998 موانع زنان را به صورت زیر دسته بندی کرده است:

موانع رفتاری: زنان اعتماد به نفس کمتر و تصور منفی از خود دارند

موانع ایفای نقش: که در آن تعارض بین وظایف مختلف ( از جمله وظایف خانوادگی) با محدویت های زمانی مطرح است.

موانع اجتماعی و فرهنگی: مانند دید منفی نسبت به زنان در کار. این که زنان بایستی وظایف دیگری به عهده داشته باشند، محدودیت هایی برحسب نوع شغل انتخابی، کمبود حمایت خانوادگی، کمبود تغییر پذیری و غیره به وجود می‌آورد.

موانع تحصیلی: زنان به طور نسبی از سطوح تحصیلی پایین تری نسبت به مردان برخوردارند و اغلب دسترسی محدود به فرصت های شغلی دارند.

موانع شغلی: زنان فرصت های کمتری در بخش رسمی اقتصاد برای پیشترفت مهارت های خود دارند.

موانع زیر بنایی: دسترسی به اعتبار، فن آوری، خدمات حمایتی، زمین و اطلاعات به طور اصولی برای زنان مشکل تر است.

موانع قانونی: فعالیت قانونی مستقل برای زنان محدود است.

در دسته بندی دیگری که توسط frate در سال 1993 انجام شده است. این موانع به چهار نوع سرمایه لازم که موفقیت هر شرکتی وابسته به آنهاست، خلاصه شده است و عبارتند از:

سرمایه‌های فیزیکی، مالی، اجتماعی و انسانی.

 منظور از سرمایه فیزیکی زیر ساخت‌ها ست و سرمایه مالی عبارتند از وام یا سرمایه لازم که در دسترس صاحبان مشاغل قرار دارد. سرمایه اجتماعی منابع تأمین شده از طرف شبکه‌های حمایتی که از طرق مختلف به کارآفرینان یاری می‌رساند، می‌باشد. سرمایه انسانی خصوصیات فردی از قبیل تحصیلات، مهارت‌های کارآفرینان و تجربه کاری است.